خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برگ عیشی نیست چشم از نوبهار او مرابس بود چون لاله داغی یادگار او مرا
۲
یک دهن خمیازه ام چون زخم، بی شمشیر اوعالم آب است تیغ آبدار او مرا
۳
خط باطل می کشد بر صفحه آیینه هاگر دل روشن کند آیینه دار او مرا
۴
می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیادنیست گردی بر دل از خط غبار او مرا
صفحهٔ ۱ از ۲