شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باعثِ آزار شد ترکِ دل‌آزاری مراتختهٔ مشقِ حوادث کرد همواری مرا
۲
روزِ روشن می‌کند کارِ نمک در دیده‌امشب ز شکّر خواب باشد خطِّ بیزاری مرا
۳
گر به خونم هر سرِ خاری کمر بندد چو تیغروی خندان می‌کند چون گل سپر‌داری مرا
۴
نیستم مقبول تا مردودِ خاطرها شومچون یتیمان نیست بیم از خطِّ بیزاری مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth