شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواب غفلت شد گران از بس ز خودبینی مراسیل نتواند ز جا کندن ز سنگینی مرا
۲
بود بی رنگی ز آفت جوشن داودیمتخته مشق شکستن کرد رنگینی مرا
۳
تا درین گلشن پر و بالم چو طوطی سبز شدغوطه در زنگ قساوت داد خودبینی مرا
۴
شد به من آب حیات از خاکساری خوشگوارکرد دلسرد این سفال از کاسه چینی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth