شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل هر قطره آماده است دریایی مراهست در هر دانه ای دام تماشایی مرا
۲
عشرت ملک سلیمان می کنم در چشم مورهر کف خاکی بود دامان صحرایی مرا
۳
نیست با گفتار لب، کیفیت گفتار چشمخوشترست از لعل گویا، چشم گویایی مرا
۴
گرچه چون اشک یتیمان بی قرار افتاده‌امچشم قربانی کند مژگان گیرایی مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth