خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کنم از سینه بیرون این دل افسرده رابشنوم تا چند بوی این چراغ مرده را؟
۲
شب چو خون مرده و سنگ مزارش خواب توستزنده گردان از عبادت این زمین مرده را
۳
ای گل بی درد، پر زر کن دهان بلبلاندر گره چون غنچه خواهی بست چند این خرده را؟
۴
زنگ هیهات است از پیکان زداید خون گرمباده چون آرد به حال خود دل افسرده را؟
صفحهٔ ۱ از ۲