خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شکایت ریختی دندان نعمت خواره راکهنه کردی در ورق گردانی این سی پاره را
۲
جوهر دل شد عیان از گرم و سرد روزگارآب و آتش ذوالفقاری کرد این انگاره را
۳
اهل دل را گفتگوی عشق آب زندگی استنیست نقلی به ز اخگر مرغ آتشخواره را
۴
دل نهاد درد تا بودم، فراغت داشتمچاره جویی کرد سرگردان من بیچاره را
صفحهٔ ۱ از ۲