شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از هوا گیرد سر دیوانه سنگ خاره رانیست از رطل گران اندیشه ای میخواره را
۲
خاطر آشفته را شیرازه کنج عزلت استدل ز جمعیت پریشان می شود سی پاره را
۳
خصم را کردم به همواری حصار خویشتنمی کند آیینه من موم، سنگ خاره را
۴
از تردد کرد آزادم دل بی آرزوخواب طفلان لنگر تمکین بود گهواره را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth