خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کنم از سینه بیرون این دل غمخواره راچند بتوان در گریبان داشت آتشپاره را؟
۲
خون به جای آب از سرچشمه ها گردد روانکوه بردارد اگر درد من بیچاره را
۳
عالم افسرده را مشاطه ای چون عشق نیستصحبت فرهاد آدم کرد سنگ خاره را
۴
می کشد دامن به خون بی گناهان جلوه اشنیست پروای سلیمان آن پری رخساره را
صفحهٔ ۱ از ۲