خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه رارشته بیرون آمده است از پای، ماه روزه را
۲
در مه شوال، دست از باده روشن مدارصیقل سی روزه باید، ظلمت سی روزه را
۳
در خسیسان عیب ظاهر گردد اسباب طمعمی کند کوری مثنی، کاسه دریوزه را
۴
دل ز دنیا زودتر گردد جوانان را خنککهنگی از سردی آب است مانع کوزه را
صفحهٔ ۱ از ۲