خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه راشمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را
۲
کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرمموسم خاصی نباشد زائر بتخانه را
۳
عشق عالم سوز دل را از زمین گیری رهاندسوختن شد باعث نشو و نما این دانه را
۴
همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیستباده روشن چراغان می کند میخانه را
صفحهٔ ۱ از ۳