شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک نفس گر دور سازی از کنار آیینه رامی کند بی تابی دل سنگسار آیینه را
۲
تا خط سبز تو آمد در کنار آیینه رامی رود آب خضر در جویبار آیینه را
۳
بر شکستی تا ز روی ناز دامان نقابآب شد دل از گداز انتظار آیینه را
۴
تا به حسن هرزه گرد او شود جایی دچارنیست چون آب روان یک جا قرار آیینه را
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth