خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سرشک تلخ خود باشد شراب ناب ماچون زمین شور از خود می تراود آب ما
۲
آبروی گوهر از گرد یتیمی می شویمبحر را سازد غبارآلود اگر سیلاب ما
۳
با کمال بی قراری دلنشین افتاده ایمدر کف آیینه لنگر می کند سیماب ما
۴
آه سرد ما جهانی را به شور آورده استمی کند کار نمک در دیده ها مهتاب ما
صفحهٔ ۱ از ۲