شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ماجغد می گردد همایون در خراب آباد ما
۲
جنبش گهواره خواب طفل را سازد گراناز تزلزل بیش محکم می شود بنیاد ما
۳
چشم گیرا می کند نخجیر را بی دست و پااز کمند و دام مستغنی بود صیاد ما
۴
نیست چون مجمر دل گرمی بساط خاک راگرم دارد چون سپند این بزم را فریاد ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth