شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان به لب داریم و همچون صبح خندانیم مادست و تیغ عشق را زخم نمایانیم ما
۲
می توان از شمع ما گل چید در صحرای قدسزیر گردون چون چراغ زیر دامانیم ما
۳
بر بساط بوریا سیر دو عالم می کنیمبا وجود نی سواری برق جولانیم ما
۴
حاصل ما نیست غیر از خارخار جستجوگردباد دامن صحرای امکانیم ما
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth