خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم مست یار شد مخمور و مدهوشیم ماباده از جوش نشاط افتاد و در جوشیم ما
۲
ناله ما حلقه در گوش اجابت میکشدکز سحرخیزان آن صبح بناگوشیم ما
۳
قطره اشکیم با آوارگی هم کارواندر کنار چشم از خاطر فراموشیم ما
۴
فتنه صد انجمن، آشوب صد هنگامهایمگر به ظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳