خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ماچون خزان در برگریزان است گلریزان ما
۲
ما چو گل سر را به گلچین بی تأمل می دهیمدست خالی برنگردد دشمن از میدان ما
۳
ما به همت سرخ رویی را به دست آورده ایمخشک از دریا برآید پنجه مرجان ما
۴
غنچه دلگیر ما را باغ ها در پرده هستمی کند یوسف تلاش گوشه زندان ما
صفحهٔ ۱ از ۳