خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده ها بر شمع دارد دیده گریان مامو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما
۲
صحبت ما میهمان را سیر می سازد ز جانجز لب افسوس نبود لقمه ای بر خوان ما
۳
خون ما روی زمین را شستشویی می دهددر تنور خاک چون پنهان شود طوفان ما؟
۴
خون غیرت در دل رحمت نمی آید به جوشتا نگردد لاله زار از داغ می دامان ما
صفحهٔ ۱ از ۲