خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ماتیغ خونخوار تو باشد سبز ته گلگون ما
۲
دور گردی می کند نزدیک، راه دور راناز لیلی شد نیاز از وحشت مجنون ما
۳
قطره شبنم چه باشد کز هوا باید گرفت؟شرم دار ای شاخ گل از دیده پر خون ما
۴
ما به خون خود چو داغ لاله از بس تشنه ایمخاک را رنگین نسازد کاسه وارون ما
صفحهٔ ۱ از ۳