شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز چشم شوخ او در گردش آمد جام‌هاچون رم آهو بیابانی شدند آرام‌ها
۲
دلبری را زلف او در دور خط از سر گرفتمی‌شود از خاک افزون حرص چشم دام‌ها
۳
خام کرد آن آتشین‌رو آرزوهای مراگرچه از خورشید تابان پخته گردد خام‌ها
۴
هر سؤالی را جوابی پیش ازین آماده بودبی‌جواب از کوه تمکین تو شد پیغام‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth