خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟که آتش زیر پا دارند دلها همچو عود اینجا
۲
مکش سر از خط فرمان که گردون بلند اخترندارد فرصت خاریدن سر از سجود اینجا
۳
به دلتنگی شدم خرسند ازین گلزار، تا دیدمچه خونها خورد گل تا عقده ای از دل گشود اینجا
۴
درین دریای گوهر خیز نومیدی نمی باشدغنی شد چون صدف هر کس دهان خود گشود اینجا
صفحهٔ ۱ از ۳