خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا آن روز راه حرف با دلبر شود پیداکه خط سبز از آن لبهای جان پرور شود پیدا
۲
برد دل خط سبزی کز لب دلبر شود پیدافتد شیرین سخن طوطی چو از شکر شود پیدا
۳
ز قطع زلف می گفتم شود قطع امید منندانستم ز خط سررشته دیگر شود پیدا
۴
کند جان در تن دیوان حشر از معنی رنگینشهید عشق او چون در صف محشر شود پیدا
صفحهٔ ۱ از ۴