خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدایا درپذیر این نعره مستانه ما رامکن نومید از حسن قبول افسانه ما را
۲
در آن صحرا که چون برگ خزان انجمن فرو ریزدبه آب روی رحمت سبز گردان دانه ما را
۳
زمین مرده احیا کردن آیین کرم باشدچراغان کن به داغ خود دل دیوانه ما را
۴
تو کز خون شیر و نوش از نیش و گل از خار می سازیبه چشم خلق شیرین ساز تلخ افسانه ما را
صفحهٔ ۱ از ۲