خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی باشد ز بی برگی چراغی خانه ما راز چشم جغد باشد روشنی ویرانه ما را
۲
گرانی می کند بر گوشه گیران پرتو منتنگه دارد خدا از چشم روزن خانه ما را!
۳
در و دیوار نتواند عنان سیل پیچیدنکه منع از کوچه گردی می کند دیوانه ما را؟
۴
ز برق تیشه ما سنگ خارا آب می گرددکه حد دارد گذارد لب به لب پیمانه ما را؟
صفحهٔ ۱ از ۳