خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبک جولان کند شوق سبکروحش گرانها رابه دنبال افکند منزل درین ره کاروانها را
۲
ز حیرانی خرد شد خشک، تا تردستی صنعشبه دور انداخت بیآب آسیای آسمانها را
۳
چنان کز ابر رحمت، ناودان رطب اللسان گرددز ذکر حق طراوت میشود پیدا زبانها را
۴
نیم از هرزهنالان چون جرس در وادی عشقشز فریادی به منزل میرسانم کاروانها را
صفحهٔ ۱ از ۲