شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه پروا از غبار خط مشکین است آن لب را؟می لعلی جواهر سرمه سازد ظلمت شب را
۲
می لعلی جواهر سرمه سازد ظلمت شب راکند نقل شراب تلخ، چشم شور کوکب را
۳
بهشت نسیه اش می شد همین جا نقد بی زحمتبه مذهب جمع اگر می کرد زاهد حسن مشرب را
۴
خوشا همسایه منعم، که لعل آبدار اوز آب زندگی لبریز دارد چاه غبغب را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth