خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست خود کند بیدادگر بنیاد دولت راستمگر لشکر بیگانه می سازد رعیت را
۲
دو چندان می شود راه از میان راه خوابیدنبه گورافکن، اگر داری بصیرت، خواب راحت را
۳
ندارد بخیه ای غیر از فشردن بر جگر دنداناگر بر دل رسد زخمی ز دوران اهل غیرت را
۴
مشو ای شمع از شکر هواداران خود غافلکه کفران سیلی صرصر کند دست حمایت را
صفحهٔ ۱ از ۲