شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهان کرده است رویت در نقاب حشر جنت رافرو برده است فکر مصرع قدت قیامت را
۲
نمی اندیشد از زخم زبان چون عشق صادق شدبه دندان صبح گیرد تیغ خورشید قیامت را
۳
اگر اشک پشیمانی نبندد بر کمر دامنکه پاک از روی مجرم می کند گرد خجالت را؟
۴
ز سیلاب گرانسنگ حوادث غافل افتادهسبک مغزی که ریزد در جهان رنگ اقامت را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth