خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود را
۲
ندزدد آفتاب از ماه نو پهلو، چه خواهد شدکه بر فتراک او بندم شکار لاغر خود را؟
۳
ز بیم دیده بد، چون زره زیر قبا دارمنهان در پرده بی جوهری ها جوهر خود را
۴
به صد آغوش، گل زان دستگاه حسن عاجز شدبه یک آغوش چون در برکشم سیمین بر خود را؟
صفحهٔ ۱ از ۳