شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دست یکدگر شکرلبان گیرند سنگش راز شیرینی به حلوا احتیاجی نیست جنگش را
۲
به بال عاریت حاشا که تیرش سر فرود آردسبکدستی که پیکان بال و پر گردد خدنگش را
۳
به حرف عاشق بیدل، که پردازد در آن محفلکه چون طوطی به گفتار آورد آیینه زنگش را
۴
مرا می پرورد در کوهساری عشق سنگین دلکه باشد ناز چشم آهوان داغ پلنگش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth