خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز در این شهر نفیر است و فغانیاز جادوی چشم یکی شعبده خوانی
۲
در شهر به هر گوشه یکی حلقه به گوشی استاز عشق چنین حلقه ربا چرب زبانی
۳
بیزخم نیابی تو در این شهر یکی دلاز تیر نظرهای چنین سخته کمانی
۴
ای شهر چه شهری تو که هر روز تو عید استای شهر مکان تو شد از لطف زمانی
صفحهٔ ۱ از ۴