شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل راز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را
۲
تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشیکه شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را
۳
نگردد خواب از افسانه گرد دیده عاشقکه نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را
۴
ز آه سرد هم جمعیت دل می شود حاصلنسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth