شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل راکه بی برگی به سامان می کند کار توکل را
۲
ز جمعیت دل صد پاره عاشق خطر داردکمر بستن برد از باغ بیرون دسته گل را
۳
نفس در صحبت بی نسبت از من برنمی آیدحضور زاغ باشد سرمه آواز بلبل را
۴
مرا ترساند از تیغ تغافل یار، ازین غافلکه صبر من کند دندانه شمشیر تغافل را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth