خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه آسان است بر گردن گرفتن کار عالم راسلیمان بار دیگر چون گرفت از دیو خاتم را؟
۲
دل روشن اسیر رنگ و بو هرگز نمی گردددر آتش می گذارد لاله و گل نعل شبنم را
۳
به آسانی به دست آورده ای دامان درویشیچه می دانی ز درویشی چه لذتهاست ادهم را؟
۴
اگر دست زنان مصر شد قطع از مه کنعانبرید از هر دو عالم آن پسر مردان عالم را
صفحهٔ ۱ از ۲