خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم راکه تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را
۲
ندارد حاصلی جز گرد کلفت خاک بی حاصلبگردی چند چون خورشید سر تا پای عالم را؟
۳
ز عقل مصلحت بین بیشتر مغزم پریشان شدمگر عشق از سرم بیرون برد سودای عالم را
۴
گرانباری زبان خار را سنگ فسان سازدبه پای گرمرو بی خار کن صحرای عالم را
صفحهٔ ۱ از ۲