خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران رابه مشت خار ما سرگرم کن آتش عذاران را
۲
ز چشم شور زاهد جام در دستم نمکدان شدسزای آن که در مجلس دهد ره هوشیاران را!
۳
غبار عاشقان چون گردباد از پای ننشیندگره نتوان زدن در سنگ، خاک بی قراران را
۴
به زخم چنگل شاهین بساز ای کبک بی پروابه رعنایی بریدی تیغ چندین کوهساران را
صفحهٔ ۱ از ۲