خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون راکه ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
۲
به مژگان تر من قطره خون را تماشا کنندیدی گر به دوش کوهکن تمثال گلگون را
۳
نظربندست عاشق رو به هر جانب که می آردغزالان را ببین چون در میان دارند مجنون را
۴
تو گر هموار باشی، آسمان هموار می گرددکه از سیلاب در خاطر غباری نیست هامون را
صفحهٔ ۱ از ۲