شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون رابه دست زخم دندان دادم آن لبهای میگون را
۲
ز چشم شوخ لیلی آهوان دارند فرمانیکه هر جا می رود، از چشم نگذارند مجنون را
۳
رمیدن جست ازخاطر غزالان را ز بی جاییشکوه عشق مجنون تنگ کرد از بس که هامون را
۴
نکرد از دیده پنهان باده گلرنگ را مینانقاب از دیده چون پنهان کند آن روی گلگون را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth