خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی رامکن صرف زمین شور، آب زندگانی را
۲
به مهر خامشی تیغ زبان را کن سپرداریاگر دربسته می خواهی بهشت جاودانی را
۳
ز می بگذر که باشد در قفا همچون گل رعناخمار زردرویی باده های ارغوانی را
۴
دو روزی تلخ کن بر دیده خود خواب شیرین راکه از شبگیر، ره نزدیک گردد کاروانی را
صفحهٔ ۱ از ۵