خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند لیلی چنین گر جلوه مستانه در صحراشود هر لاله بر مجنون من میخانه در صحرا
۲
گرفتار محبت روی آزادی نمی بیندکه موج ریگ زنجیرست بر دیوانه در صحرا
۳
بیابان را غزالی نیست بی خلخال چون لیلیز زنجیر جنون پاشیدم از بس دانه در صحرا
۴
تو کز دیوانگی بی بهره ای، دریوزه می کنکه ما را چشم شیرست آتشین پیمانه در صحرا
صفحهٔ ۱ از ۴