شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون ما گر سبب چهره آل است ترادر قدح ریز که چون شیر حلال است ترا
۲
بر مدار از سر ما سایه که چون مهر بلندسایه چون کم شود، آغاز زوال است ترا
۳
خاک در دیده آیینه خودبینی زنتا بدانی که چه مقدار جمال است ترا
۴
جوهر از صافی آیینه حجاب تو شده استای که از حسن، نظر بر خط و خال است ترا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth