خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نبینیم به خلوت رخ چون ماه تراکسی از ما نگرفته است سر راه ترا
۲
غیر می خوردن پنهان همه شب با اغیارنیست تعبیر دگر، خواب سحرگاه ترا
۳
گرچه صد شیشه دل پیش تو بر سنگ زدندنشنید از دل چون سنگ، کسی آه ترا
۴
برنداری به نگه دلشده ای را از خاککه به مژگان همه شب پاک کند راه ترا
صفحهٔ ۱ از ۳