خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن آن است که از جای درآرد دل راحدی آن است که دیوانه کند محمل را
۲
باده آن است که خشت از سر خم برداردعالم آن است که بیدار کند جاهل را
۳
سخن پوچ همان به که نیاید بر لبچه کمال از کف بی مغز بود ساحل را؟
۴
خانه زادست نشاط دل خونین جگرانمطرب از بال و پر خویش بود بسمل را
صفحهٔ ۱ از ۳