خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل پریخانه آن روی چو ماه است مرایوسفی در بن هر موی به چاه است مرا
۲
آه من چون علم صبح قیامت نشود؟الف قامت او سرخط آه است مرا
۳
همچو کبکی که فتد سایه شاهین به سرشدل سراسیمه ازان پر کلاه است مرا
۴
با کلاه نمد از هر دو جهان آزادمسایه بال هما بخت سیاه است مرا
صفحهٔ ۱ از ۳