خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مژه مانع نشود اشک سبک جولان رادامن بحر به فرمان نبود مرجان را
۲
سرکشی لازم حسن است در ایام وصالکعبه در موسم حج جمع کند دامان را
۳
رخنه برق، هم از ابر به هم می آیدگریه هموار کند زخم لب خندان را
۴
چین به پیشانی چون آینه خویش مزنتنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را
صفحهٔ ۱ از ۳