خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میزبانی که ز جان سیر کند مهمان راچه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟
۲
کاش یک بار به سر منزل ما می آمدآن که بر تربت ما ریخت گل و ریحان را
۳
پیشدستی کن و دیوان خود امروز بپرسچه ضرورست به فردا فکنی دیوان را؟
۴
چه کند پرده ناموس به بی تابی عشق؟بادبان بال و پر سیر بود طوفان را
صفحهٔ ۱ از ۳