شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گریه از دل نبرد کلفت روحانی راعرق شرم نشوید خط پیشانی را
۲
لنگر درد به فریاد دل ما نرسیدتا که تسکین دهد این کشتی طوفانی را؟
۳
دل آگاه ز تحریک هوا آسوده استنیست از باد خطر تخت سلیمانی را
۴
جان محال است که در جسم بود فارغبالخواب، آشفته بود مردم زندانی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth