خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟چند باشد چو زره زیر قبا جوهر ما؟
۲
لاله با دامن صحرای قیامت چه کند؟فارغ از داغ بود سینه غم پرور ما
۳
نیست امروز به جمعیت ما سوخته ایبال پروانه بود یک ورق از دفتر ما
۴
گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریمبر مراد دگران سیر کند اختر ما
صفحهٔ ۱ از ۳