خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن است از دل بی کینه ما سینه ماگوهر ماست چراغ دل گنجینه ما
۲
گرچه در نافه ما جز جگر سوخته نیستجگر نافه بود داغ ز پشمینه ما
۳
(صبح شنبه به نظر جلوه کند مستان رااز فروغ می گلگون شب آدینه ما)
۴
گر شود موجه دریای حوادث صیقلنیست ممکن که شود صیقلی آیینه ما
صفحهٔ ۱ از ۳