خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ماسبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما
۲
روز تعطیل به عرفانکده مشرب نیستصبح شنبه خجل است از شب آدینه ما
۳
همچو خورشید بود بر همه عالم روشنکه می کهنه بود همدم دیرینه ما
۴
صرفه از ما نبرد خصم به روبه بازیناخن شیر دماند ز جگر کینه ما
صفحهٔ ۱ از ۲