خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مبین ز موج تهیدست خوار دریا راکه روی کار بود پشت کار دریا را
۲
شکسته تا نشوی چون حباب هیهات استکه همچو موج کشی در کنار دریا را
۳
ز کوه صبر فزون گشت بی قراری دلکف سبک نکند بردبار دریا را
۴
به عجز حمل مکن کز بزرگواریهاستکه هر سفینه کشد زیر بار دریا را
صفحهٔ ۱ از ۳